جایگاه هرمز در اقتصاد جهانی
تنگه هرمز در باریکترین بخش خود تنها چند ده کیلومتر عرض دارد، اما یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است. در نیمه نخست ۲۰۲۵ روزانه حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور میکرد؛ رقمی که تقریباً معادل یکپنجم مصرف جهانی سوختهای مایع بود. بخش مهمی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز به همین مسیر وابسته است و قطر، بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان، بخش بزرگی از محمولههای خود را از طریق همین آبراه به بازارهای آسیایی و اروپایی منتقل میکند.
اما این حجم عبور در سال ۲۰۲۶ بهشدت کاهش یافت. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، جریان نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسید؛ یعنی کاهشی بیش از ۷۵ درصد رقم خورده است. این افت نشان داد که ریسک اختلال در هرمز دیگر صرفاً یک سناریوی احتمالی نیست و میتواند در عمل بخش بزرگی از یکی از مهمترین جریانهای انرژی جهان را مختل کند.
علاوه بر این، اهمیت هرمز به نفت و گاز محدود نمیشود. بخش قابلتوجهی از مواد پتروشیمی، کودهای شیمیایی و کالاهای تجاری منطقه نیز از خلیج فارس عبور میکنند. در نتیجه، هرگونه اختلال در این مسیر میتواند همزمان بر قیمت انرژی، هزینه حملونقل، بیمه دریایی، تورم جهانی و حتی زنجیره تأمین مواد غذایی اثر بگذارد. به همین دلیل، بازارها برای واکنش به بحران هرمز منتظر بستهشدن کامل تنگه نمیمانند؛ کافی است احتمال اختلال افزایش یابد تا سرمایهگذاران بخشی از این ریسک را در قیمت نفت، گاز و سایر داراییها وارد کنند.
از تهدید تا ریسک واقعی
برای سالها، بستهشدن هرمز بیشتر بهعنوان سناریویی افراطی مطرح میشد. فرض غالب این بود که هزینه چنین اقدامی برای همه طرفها آنقدر سنگین است که هیچکس حاضر نخواهد شد از تهدید فراتر برود. اما تحولات ۲۰۲۶ این تصور را تغییر داد و نشان داد که اختلال جدی در کشتیرانی منطقه دیگر صرفاً یک احتمال نظری نیست.
کاهش محسوس جریان نفت از هرمز در مقاطعی از سال باعث شد شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران، پالایشگاهها و دولتها احتمال اختلال در این مسیر را بهطور جدی در برنامهریزی خود وارد کنند. این تغییر بسیار مهم است، زیرا بازارها تجربههای بحرانی را فراموش نمیکنند. وقتی یک مسیر حیاتی یک بار با اختلال جدی مواجه شود، حتی پس از بازگشت آرامش نیز بخشی از آن ریسک در محاسبات آینده باقی میماند. شرکت بیمه حق بیمه بیشتری مطالبه میکند، شرکت کشتیرانی درباره مسیر خود محتاطتر میشود و کشورهای واردکننده انرژی به فکر افزایش ذخایر یا یافتن منابع جایگزین میافتند.
مزیت ژئوپلیتیکی و آسیبپذیری اقتصادی
برای ایران، تنگه هرمز همچنان یک مزیت ژئوپلیتیکی کمنظیر است. قرارگرفتن در کنار مسیری که بخش بزرگی از نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، طبیعتاً قدرت چانهزنی ایجاد میکند و هرگونه تهدید علیه امنیت این مسیر میتواند هزینه زیادی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. اما همین نقطه قوت یک محدودیت اساسی نیز دارد: اقتصاد خود ایران هم به خلیج فارس و هرمز وابسته است. بخش بزرگی از صادرات نفت، محصولات پتروشیمی و تجارت دریایی ایران از همین منطقه انجام میشود؛ بنابراین افزایش تنش نهفقط مشتریان نفت خلیج فارس، بلکه خود ایران را نیز با محدودیتهای جدی در حملونقل، بیمه و صادرات مواجه میکند.
تحولات اخیر این تناقض را بیش از گذشته آشکار کردهاند. در برابر محدودیتهایی که ایران بر کشتیرانی در هرمز ایجاد کرده، ایالات متحده نیز محاصره دریایی بنادر و سواحل ایران را به اجرا گذاشته است. بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، این محاصره از ۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶ از سر گرفته شد و به این ترتیب، نوعی محاصره متقابل شکل گرفت: ایران میتواند عبور تجارت بینالمللی از هرمز را مختل کند، اما آمریکا نیز در مقابل، دسترسی دریایی خود ایران را هدف قرار داده است.
پیامد این وضعیت برای ایران بسیار جدی است. رویترز در ابتدای سپتامبر، به نقل از شرکتهای ردیابی کشتی Kpler، Vortexa و TankerTrackers، گزارش داد که پس از ازسرگیری محاصره آمریکا، نزدیک به هفت هفته هیچ محموله معناداری از نفت خام ایران از طریق تنگه هرمز به چین، بزرگترین خریدار باقیمانده نفت ایران، نرسیده است. این همان نقطهای است که هرمز از یک اهرم فشار یکطرفه به یک شمشیر دولبه تبدیل میشود: ایران میتواند هزینه عبور از تنگه را برای دیگران بالا ببرد، اما طرف مقابل نیز توانایی محدودکردن دسترسی ایران به همان مسیر را دارد.
این تناقض زمانی آشکارتر میشود که قیمت نفت افزایش پیدا کند. در ظاهر، نفت ۱۰۰ یا ۱۲۰ دلاری باید برای یک صادرکننده نفت خبر خوبی باشد، اما اگر همزمان حجم صادرات سقوط کند یا امکان حمل محمولهها از بین برود، افزایش قیمت جهانی دیگر الزاماً به افزایش درآمد منجر نمیشود.
تلاش برای دورزدن هرمز
بحران هرمز فقط رفتار ایران را تغییر نمیدهد؛ کشورهای منطقه و خریداران انرژی نیز به آن واکنش نشان میدهند. عربستان سعودی سالهاست بخشی از نفت خود را از طریق خطوط لوله به دریای سرخ منتقل میکند و امارات نیز امکان انتقال بخشی از صادرات نفت به بندر فجیره در دریای عمان را ایجاد کرده است. این مسیرها هنوز ظرفیت کافی برای جایگزینی کامل هرمز ندارند، اما نشان میدهند کشورهای منطقه از مدتها قبل برای کاهش وابستگی خود به این گلوگاه برنامهریزی کردهاند.
هر بار که احتمال اختلال در هرمز افزایش مییابد، سرمایهگذاری روی چنین مسیرهایی توجیه اقتصادی بیشتری پیدا میکند. همین منطق درباره کشورهای واردکننده انرژی نیز صدق میکند. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی ترجیح میدهند امنیت انرژی خود را به یک مسیر جغرافیایی وابسته نکنند و بنابراین تنوع منابع تأمین، افزایش ذخایر استراتژیک و توسعه مسیرهای جایگزین برای آنها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در کوتاهمدت، جایگزینکردن هرمز تقریباً غیرممکن است، اما در بلندمدت افزایش مداوم ریسک میتواند سرمایه و فناوری را به سمت کاهش وابستگی به این مسیر هدایت کند. این روند برای ایران اهمیت زیادی دارد، زیرا هرچه جهان در یافتن مسیرهای جایگزین موفقتر شود، بخشی از ارزش اهرم ژئوپلیتیکی هرمز نیز کاهش پیدا میکند.
اقتصاد هرمز پس از بحران
بحرانهای ژئوپلیتیکی معمولاً دیر یا زود فروکش میکنند، اما آثار آنها مدتها باقی میماند. حتی اگر امنیت کامل کشتیرانی در خلیج فارس دوباره برقرار شود، شرکتهای بیمه، دولتها و واردکنندگان انرژی تجربه ۲۰۲۶ را از محاسبات خود حذف نخواهند کرد. احتمالاً سرمایهگذاری بر خطوط لوله، بنادر جایگزین، ذخیرهسازی انرژی و تنوع منابع تأمین افزایش خواهد یافت و هزینه ریسک منطقه نیز در بسیاری از قراردادها باقی خواهد ماند.
از این منظر، مهمترین پیام هرمز شاید این باشد که جغرافیا بهخودیخود ثروت نیست. ارزش یک موقعیت استراتژیک به نحوه استفاده از آن، میزان ثبات پیرامون آن و امکان تبدیل آن به جریان پایدار تجارت و سرمایه بستگی دارد. نفت نیز فقط زمانی یک مزیت اقتصادی کامل محسوب میشود که مسیر فروش، انتقال و دریافت پول آن باز باشد.
تنگه هرمز همچنان یکی از بزرگترین برگهای ژئوپلیتیکی ایران باقی مانده است، اما تحولات اخیر نشان دادهاند که فاصله میان داشتن یک اهرم قدرت و تبدیل آن به ثروت پایدار بسیار زیاد است. در اقتصاد امروز، دارایی واقعی فقط چیزی نیست که یک کشور در زیر زمین یا روی نقشه در اختیار دارد؛ چیزی است که بتواند آن را در محیطی قابل پیشبینی به درآمد، سرمایهگذاری و رفاه تبدیل کند.
منابع






ارسال دیدگاه
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.